خرید بک لینک

دِرو؛ خاتمه یک رنج، آغاز یک جشن

در دشت‌های گندم‌خیز تایباد، دِرو تنها بریدن خوشه‌ها نبود؛ روایتی بود از همدلی، بخشندگی و باور به برکت. هر خوشه‌ای که با داس بر زمین می‌افتاد، نشانی از ماه‌ها تلاش و امید کشاورز بود..

گندم درو در تایباد

رسم بر این بود که با خاتمه یافتن برداشت یک مزرعه، دروگران بی‌درنگ راهی مزرعه‌ای دیگر شوند تا دست یاری به همسایه بدهند. محصول، اگرچه از آنِ یک نفر بود، اما شادی برداشتش میان همه تقسیم می‌شد.

وقتی تنها چند ردیف گندم باقی می‌ماند، زمزمه دعا، صلوات و رباعی در دشت می‌پیچید. آخرین خوشه‌ها را با احترام درو می‌کردند؛ چرا که باور داشتند برکت خرمن در همین واپسین خوشه‌ها نهفته است و نگاه خوجهٔ خضر بر آن جاری است..

پس از خاتمه کار، خستگی جای خود را به مهر می‌داد. دروگران یکدیگر را در آغوش می‌گرفتند، حلالیت می‌طلبیدند و خدا را برای نعمت روزی شکر می‌کردند. گاهی نیز اشک شوق، خاتمه‌بخش روزی پررنج و پربرکت بود...

در برخی روستاهای تایباد و باخرز، بخشی از گندم را عمداً در زمین باقی می‌گذاشتند و با گفتن «روباه بجست» یا «شغال بجست»، آن را سهم خوشه‌چینان می‌دانستند؛ رسمی که از سخاوت مردمان این دیار و احترام به حق دیگران حکایت داشت..

امروز شاید داس‌ها جای خود را به ماشین‌های برداشت داده باشند، اما خاطره آن آیین‌های ساده و صمیمی، هنوز در حافظه پیران روستا و در فرهنگ این سرزمین زنده است؛ یادگاری از روزگاری که کشاورزی، تنها یک شغل نبود، بلکه شیوه‌ای برای زندگی، همدلی و پاسداشت برکت بود......

کانال #طي_باد. در تلگرام...

https://telegram.me/taybad054

برچسب: نویسنده: ساناز صالح‌پور تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 19:12

صفحه بندی